انتخاب نماینده

تگها |۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷
و سر انجام از هر گروه یک نفر انتخاب شد تا به نمایندگی از بچه های دانشکده در روز سه شنبه با وزیر علوم ملاقات کنند. (تا این لحظه که من می دونم از گروه کامپیوتر هنوز یک نماینده واحد انتخاب نشده ،انتخاب نماینده گروه کامپیوتر در نمازخانه دانشکده انجام شد و 4 نفر کاندید شدن و قراره از بین خودشون یکی رو انتخاب کنن مثل گروه های دیگه)

افرادی که به عنوان نماینده انتخاب شدند قرار است در مورد وضعیت مدارک تحصیلی ، تغییر آموزشکده به دانشکده ، افزایش سرانه هر دانشجو و بودجه اختصاص یافته همانند سایر دانشکده ها و ... صحبت کنند.

البته از اساتید هم استاد عادلی نیا انتخاب شده اند (طبق گفته خودشون) تا به نمایندگی از دانشکده شهید شمسی پور به همراه 3 نفر دانشجو درخواست های ما را با وزیرعلوم در میان بگذارند. البته بعضی از دوستان اعلام کردند که قرار است ملاقات با آقای حسینی و در دفتر ایشان انجام بگیرد نه با وزیر علوم.ولی به بالاخره ملاقاتی قرار است انجام شود. به هر حال باز هم چشم ما از این ملاقات ها آب نمی خورد. ولی امیدواریم که به خواسته های ما رسیدگی شود.

2 Comments


  1. ناشناس

    چرا تا بدست اومدن نتیجه مذاکرات، اعتصاب نکنیم و کلاسها رو تعطیل نکنیم؟
    الان خیالشون راحته که فعلا همه چیز داره روال عادیش رو طی میکنه...برای همین هم ممکنه حالاحالا طولش بدن و سرکارمون بذارن...اونوقت بچه ها هم به احتمال زیاد سرد میشن. اگر یه ذره تدابیر امنیتی رو بالا ببرن ممکنه راحت بچه ها بفرستن سر کلاسهاشون...
    ولی اگر تا روز سه شنبه کسی دانشکده نیاد، یا اینکه هیچ کس کلاس نره(بدون شعار دادن و تجمع بیرون دانشکده و به هم ریختن نظم) اونوقت با اینکارمون اعلام کردیم که تا تکلیف وضعیت ما روشن نشه ما دلیلی برای درس خوندن نداریم و اونوقت چون در واقع هنوز جریان اعتراضات به نوع ضعیف تری ادامه داره وقطع نمیشه در واقع بچه ها هم سرد نمیشن و وزیر هم چون میبینه اوضاع عادی نیست و همه چیز کاملا به روال معمول برنمیگرده نمیتونه برای مدت طولانی همه رو سرکار بذاره...
    نظر شخصی من اینه که امروز همه برگردن خونه هاشون تا 3 شنبه...3 شنبه هم تا نرسیدن جواب همه تو سالنها و حیاط دانشکده پرسه بزنن(بدون شلوغ کاری)...
    خواهش میکنم هیچ نظری رو پشت گوش نیندازید یا اینکه ساده از کنارش رد نشید... ما تنهاییم... اگر سخت نگیریم شوخی شوخی همه ی سرنوشتمون رو برامون مینویسندا!!!!

    ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۱۸:۳۸

  2. ناشناس

    اشتباه ما این بود که کوتاه اومدیم. خوردیم بدجوری هم خوردیم...بچه ها سرد شدن... فکر میکنید اونا چی میخواستن؟...چرا آقای حسینی اون بالا راحت منکر قضیه میشد؟...میخواست پرونده رو ببنده؟...نه...همه زورشونرو میزدن که برای مدتی هم که شده همه چیز به روال عادی برگرده که برگشت...فقط همین رو میخواستن...وگرنه خودشون هم میدونستن که بعدا دوباره صداش درمیاد. ما نباید کوتاه میاومدیم... میخواستیم مذاکره کنیم؟...باشه...حرفی نیست...ولی تا روز مذاکره حداقل کسی نباید میاومد دانشکده...روز مذاکره هم کسی نباید سر کلاس میرفت... نمیگم دوباره شعار میدادیم...نه. وقتی ما میریم سر کلاس یعنی اینکه فعلا ما به خواستمون رسیدیم...ولی آیا خواسته ما مذاکره بود؟...نه...خواسته های ما اونایی بود که قراره تو مذاکره مطرح بشه. ما دلیلی برای سر کلاس رفتن نداریم.تنها وظیفه ای که بعدقرار مذاکره داشتیم این بود که شلوغ کاری نکنیم...نه اینکه همه چیز رو فراموش کنیم... اونا میخواستن جو رو آروم کنن که کردن...حالا همه چیز براشون بر وفق مراده...راحت زهر چشم میگیرن...در دانشکده رو بستن...شماره بچه ها رو مینویسن. دیدید چطوری همه بچه ها سرد شدن؟!؟!؟!... اونایی که تو صف اول اربده میزدن هم یه جورایی دارن بی خیال میشن. اگر فردا خبری نشه دیگه هیچ وقت نمیشه... ولی اگر شد...دانشجوها دیگه به هیچ وجه کوتاه نیاید...اگر افتاد یه روز دیگه تحصن رو از سر بگیرید... با هیچ وعده ای کسی سر کلاسها نره...حتی اگر لازم شد صبر کنیم...بیرون از کلاسها صبر کنیم. اگر لازم شد تا سال دیگه هم ادامه بدیم...اگر یک روز کوتاه بیایم حقمون رو میگیرن... بازم از من گفتن...

    ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۷:۵۴